خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از آرزوها و خوشحالیهای خود سخن میگوید، مانند گردش دنیا به مراد او، تبدیل خارها به گلها، رفع تشنگی با لبهای شیرین، و گشوده شدن گرههای زندگی با زلف یار. او از زیبایی و تأثیر معشوق بر خود و دیگران نیز یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'لب تشنه خون ترش' ممکن است برای کودکان نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۲۷۲ - خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت
خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت
که خار گلشن بختم گل و سمن می گشت ۱
خوش آنکه بر من لب تشنه خون ترش میشد
مرا از آن ترشی آب در دهن می گشت ۲
خوش آنکه از سخنم لب چو غنچه گر بستی
دگر شکفته تر از گل بیک سخن می گشت ۳
خوش آنکه گر گرهی می فتاد در کارم
گره گشای من آن زلف پرشکن می گشت ۴
خوش آنکه در ظلمات غم آن لب شیرین
ز خنده چشمه حیوان به چشم من می گشت ۵
خوش از آنکه از رخ آن بت هزار عاشق مست
بیک نظاره که می کرد برهمن می گشت ۶
خوش آنکه گاه تبسم هزار چون اهلی
فدای آن لب شیرین و آن دهن می گشت ۷
که خار گلشن بختم گل و سمن می گشت ۱
خوش آنکه بر من لب تشنه خون ترش میشد
مرا از آن ترشی آب در دهن می گشت ۲
خوش آنکه از سخنم لب چو غنچه گر بستی
دگر شکفته تر از گل بیک سخن می گشت ۳
خوش آنکه گر گرهی می فتاد در کارم
گره گشای من آن زلف پرشکن می گشت ۴
خوش آنکه در ظلمات غم آن لب شیرین
ز خنده چشمه حیوان به چشم من می گشت ۵
خوش از آنکه از رخ آن بت هزار عاشق مست
بیک نظاره که می کرد برهمن می گشت ۶
خوش آنکه گاه تبسم هزار چون اهلی
فدای آن لب شیرین و آن دهن می گشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات
گوهر بعدی:شماره ۲۷۳ - تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.