خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از بیوفایی و نبود حسن و ملاحت در جهان و روابط انسانی شکایت میکند. او اشاره میکند که حتی طبیعت و فلک نیز با او یار نیستند و در عشق و صبر نیز راهی مشترک وجود ندارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۲۶۵ - چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
ملک را حسن اگر هست این نمک نیست ۱
گل خوبان چو گل عنبر سرشت است
ولی بوی وفا با هیچ یک نیست ۲
مرا گر در وفا شک داری ایشوخ
ترا در بیوفایی هیچ شک نیست ۳
بکوی صبر عاشق ره نیابد
ره عشق و صبوری مشترک نیست ۴
فلک هرگز نشد اهلی بمن یار
مرا هم چشم یاری از فلک نیست ۵
ملک را حسن اگر هست این نمک نیست ۱
گل خوبان چو گل عنبر سرشت است
ولی بوی وفا با هیچ یک نیست ۲
مرا گر در وفا شک داری ایشوخ
ترا در بیوفایی هیچ شک نیست ۳
بکوی صبر عاشق ره نیابد
ره عشق و صبوری مشترک نیست ۴
فلک هرگز نشد اهلی بمن یار
مرا هم چشم یاری از فلک نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.