خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید. شاعر از دست دادن دل به دست معشوق و شکست عشق خود می‌نالد. او زیبایی معشوق را توصیف می‌کند و از تأثیر عمیق عشق بر روح و دین خود می‌گوید. در نهایت، شاعر به پذیرش وضعیت خود و نوشیدن می برای فراموشی دردها اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و اشاره به مفاهیمی مانند بت‌پرستی و نوشیدن می است که برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۱ - شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است

شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
کار دل از دست خوبان در شکست افتاده است ۱

در گلستان جمالت زان دو چشم می پرست
کافری خونخواره در هر گوشه مست افتاده است ۲

با نهال قامتت چون سایه ای سرو سهی
سربلندی چون کند طوبی که پست افتاده است ۳

او که در عشق از غم دین پند عاشق میدهد
گو غم خود خور که عاشق بت پرست افتاده است ۴

نیست ما را غم که دین و دل فتاد از دست ما
می بده ساقی که اکنون هرچه هست افتاده است ۵

کی نهم جام می از کف چون دهم آسان ز دست
گوهری کز چشمه خضرم بدست افتاده است ۶

جز سر زلف تو صید خاطر اهلی نکرد
این چنین صیدی کسی را کم به شست افتاده است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - امید خلق باقبال و دولت خویش است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.