خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به موضوعات عشق، غم، تقدیر و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از غم بی‌درمان، عشق نافرجام، و بی‌عدالتی‌های روزگار سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که انسان در برابر حکم ازل ناتوان است. همچنین، از زیبایی و فریبندگی صورتگر چین و ناپایداری دنیا یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۵۰ - هرچند غمی همچو غم بی درمی نیست

هرچند غمی همچو غم بی درمی نیست
آنرا که بود گنج غمت هیچ غمی نیست ۱

مردم ز خمار غم و جامم ندهد یار
در نرگس او شیوه صاحب کرمی نست ۲

با حکم ازل مانع عاشق نتوان شد
ای خواجه برو حاجت ای بوالحکمی نیست ۳

آن کز ستم خط تو دیدیم مگر باد
در گوش تو گوید که حکایت قلمی نیست ۴

صورتگر چین صورت زیبا چه نماید
دل بردن عشاق بزیبا صنمی نیست ۵

گر جام جم آیینه صفت عیب نما گشت
هر آیینه یی را صفت جام جمی نیست ۶

بازی نخوری اهلی از ایام که هرگز
در دور فلک شیوه صاحب قدمی نیست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - آن شمع که پروانه صفت بال و پرم سوخت
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - درخت وادی ایمن بنور عشق کسی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.