خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق برای او مانند زهر است و حتی نوشیدن جام می نیز بدون حضور معشوق تلخ میشود. او از ناکامیها و رنجهای عشق میگوید و اینکه سرانجام عشق، مرگ است. با این حال، او این رنجها را با آغوش باز میپذیرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و ناکامیها ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۲۳۹ - بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست
بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست
در همه معرکه یی قصه بد نامی است ۱
جام می زهر شود در دل ما بی لب تو
زهر خوردن به از این جام می آشامی ماست ۲
ما که افروخته ایم آتش دل شمع صفت
هرچه آید بسر ما همه از خامی ماست ۳
چون سرانجام بدو نیک بجز مردن نیست
کشته در عشق شدن نیز سرانجامی ماست ۴
عاقبت جان تو اهلی ز کف ساقی عشق
گر بکامی رسد از دولت ناکامی ماست ۵
در همه معرکه یی قصه بد نامی است ۱
جام می زهر شود در دل ما بی لب تو
زهر خوردن به از این جام می آشامی ماست ۲
ما که افروخته ایم آتش دل شمع صفت
هرچه آید بسر ما همه از خامی ماست ۳
چون سرانجام بدو نیک بجز مردن نیست
کشته در عشق شدن نیز سرانجامی ماست ۴
عاقبت جان تو اهلی ز کف ساقی عشق
گر بکامی رسد از دولت ناکامی ماست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - وادی مجنون و شان، عالم آزادی است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - تا گوشه چشمی بمن آن سیم تن انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.