خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره گذر عمر، از دست دادن فرصتها و باقی ماندن آرزوها و دردهاست. شاعر از پایان بهار عمر و از بین رفتن زیباییها میگوید، اما هنوز امید و عشق در دل او باقی است. همچنین، او از رنجها و ملامتهای باقیمانده پس از تجربیات سخت زندگی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند از دست دادن و رنج ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۲۹ - گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است
گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است
هنوز تا نفسی هست این هوس باقی است ۱
بهار عمر خزان گشت و گل برفت از باغ
هنوز مرغ مرا ناله در قفس باقی است ۲
بسوخت با تو شکر لب رقیب روسیهم
شکر نماند مرا زحمت مگس باقی است ۳
برفت صید مرادم ز پیش چشم و هنوز
هزار تیر ملامت ز پیش و پس باقی است ۴
اگرچه دین و دل از دست رفت غم نبود
بپایبوس تو ما را چو دسترس باقی است ۵
اگرچه سوخت چو شمع و نفس نزد اهلی
هنوز طعنه یاران همنفس باقی است ۶
هنوز تا نفسی هست این هوس باقی است ۱
بهار عمر خزان گشت و گل برفت از باغ
هنوز مرغ مرا ناله در قفس باقی است ۲
بسوخت با تو شکر لب رقیب روسیهم
شکر نماند مرا زحمت مگس باقی است ۳
برفت صید مرادم ز پیش چشم و هنوز
هزار تیر ملامت ز پیش و پس باقی است ۴
اگرچه دین و دل از دست رفت غم نبود
بپایبوس تو ما را چو دسترس باقی است ۵
اگرچه سوخت چو شمع و نفس نزد اهلی
هنوز طعنه یاران همنفس باقی است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۸ - چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی یغمست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۰ - رقیب مانع دیدار یار من شده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.