خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از بیرحمی معشوق و ناتوانی در برابر عشق مینالد، اما در عین حال عشق را قدرتمندتر از مرگ و زمان میداند. تنها عاشقان واقعی هستند که به تقدیر خود راضیاند، در حالی که دیگران در پی چارهای میگردند. همچنین، شعر به ناتوانی عقل در برابر عشق و معنویت اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارههای ظریف به رنج و تقدیر، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است درک کامل و ارتباط عمیق با این مضامین نداشته باشند.
شماره ۲۲۷ - جانم در آتش از ستم ماهپاره ایست
جانم در آتش از ستم ماهپاره ایست
دل غرق خون و دیده خراب نظاره ایست ۱
رحمی نکرد صورت شیرین به کوهکن
بیرحم آدمی نبود سنگ پاره ایست ۲
در کوی عشق نام اجل کس نمی برد
جایی که عشق هست اجل هیچکاره ایست ۳
جز عاشقان که چشم به تقدیر کرده اند
هر کس که هست در پی فکری و چاره ایست ۴
در مبحثی که عیسی مریم سخن کند
صد پیر سالخورده کم از شیر خواره ایست ۵
اهلی شب سیاه تو روشن نمی شود
هر چند در سرشک تو هر یک ستاره ایست ۶
دل غرق خون و دیده خراب نظاره ایست ۱
رحمی نکرد صورت شیرین به کوهکن
بیرحم آدمی نبود سنگ پاره ایست ۲
در کوی عشق نام اجل کس نمی برد
جایی که عشق هست اجل هیچکاره ایست ۳
جز عاشقان که چشم به تقدیر کرده اند
هر کس که هست در پی فکری و چاره ایست ۴
در مبحثی که عیسی مریم سخن کند
صد پیر سالخورده کم از شیر خواره ایست ۵
اهلی شب سیاه تو روشن نمی شود
هر چند در سرشک تو هر یک ستاره ایست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۶ - بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۸ - چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی یغمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.