خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از درد عشق، دلتنگی و رنجهای عاشقانه میگوید. او از معشوق، گزند عشق و حالات روحی خود سخن میگوید و از مفاهیمی مانند ایمان، کفر، رحمت و امید نیز استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها ممکن است نیاز به دانش ادبی بیشتری داشته باشند.
شماره ۱۸۷ - جور آن بت همه بر جان پریشان من است
جور آن بت همه بر جان پریشان من است
سخت تر زان دل چونسنگ مگر جان من است ۱
که گزیدست بدندان لب لعلش که بر او
زخم دندان نه باندازه دندان من است ۲
در غم او همه کس مست و گریبان چاکند
از میان همه دستش بگریبان من است ۳
عاقبت کار حریفان همه سامان بگرفت
آنچه سامان نپذیرد سر و سامان من است ۴
دین عاشق برضای دل معشوق بود
کفر اگر یار قبولش بود ایمان من است ۵
غافل از حال من امشب مشو ای همسایه
کامشبم می کشد آن شمع که مهمان من است ۶
امشب از گرمی مجلس جگر شمع بسوخت
وین نه از شورمی، از آتش پنهان من است ۷
ابر رحمت بگنه شویی اهلی نرسد
چشم امید بدین دیده گریان من است ۸
سخت تر زان دل چونسنگ مگر جان من است ۱
که گزیدست بدندان لب لعلش که بر او
زخم دندان نه باندازه دندان من است ۲
در غم او همه کس مست و گریبان چاکند
از میان همه دستش بگریبان من است ۳
عاقبت کار حریفان همه سامان بگرفت
آنچه سامان نپذیرد سر و سامان من است ۴
دین عاشق برضای دل معشوق بود
کفر اگر یار قبولش بود ایمان من است ۵
غافل از حال من امشب مشو ای همسایه
کامشبم می کشد آن شمع که مهمان من است ۶
امشب از گرمی مجلس جگر شمع بسوخت
وین نه از شورمی، از آتش پنهان من است ۷
ابر رحمت بگنه شویی اهلی نرسد
چشم امید بدین دیده گریان من است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - هر کرا حسنی بود آیینه دار روی اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.