خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنج عاشقانه خود میگوید و از غم و اشکهای آتشینش سخن میراند. او از سوزش درونی خود مانند شمع و تأثیر نالههایش بر دیگران یاد میکند و از بیپاسخی معشوق شکایت دارد. طبیعت نیز در این شعر بازتابی از اندوه شاعر است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۷۵ - دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
من دانم از غمش که چه بر جان من گذشت ۱
سوزم چو شمع و بر همه این سوز روشن است
زین اشگ آتشین که بدامان من گذشت ۲
صد دل کباب همچو من از گریه مست شد
هرجا حکایت دل بریان من گذشت ۳
کاری نکرد ناله من هم تو رحم کن
فریاد رس که کار ز افغان من گذشت ۴
اهلی، بجای سبزه و گل خار غم دمید
هرجا که ابر دیده گریان من گذشت ۵
من دانم از غمش که چه بر جان من گذشت ۱
سوزم چو شمع و بر همه این سوز روشن است
زین اشگ آتشین که بدامان من گذشت ۲
صد دل کباب همچو من از گریه مست شد
هرجا حکایت دل بریان من گذشت ۳
کاری نکرد ناله من هم تو رحم کن
فریاد رس که کار ز افغان من گذشت ۴
اهلی، بجای سبزه و گل خار غم دمید
هرجا که ابر دیده گریان من گذشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - مجال حلقه صحبت کرابخانه تست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.