خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از درد و رنج عشق و جدایی مینالد. بلبل و گل نیز از غم او متأثر شدهاند. شاعر از ناتوانی خود در رسیدن به معشوق و آزارهای رقیب شکایت دارد و در نهایت از رنجهای روحی و جسمی خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۷۰ - بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
گل هم زخون دیده من رنگ برگرفت ۱
خوش آنکه یار زهره جبین گشت ساقیم
آخر نهاد جام می و چنگ برگرفت ۲
من ناتوانم از ره من کعبه مراد
رنج ره و مشقت فرسنگ برگرفت ۳
آشفته ساخت چو سگ دیوانه ام رقیب
کز هر طرف که دید مرا سنگ برگرفت ۴
جان بلاکش از تن اهلی چو رخت بست
صد گونه محنتش ز دل تنگ برگرفت ۵
گل هم زخون دیده من رنگ برگرفت ۱
خوش آنکه یار زهره جبین گشت ساقیم
آخر نهاد جام می و چنگ برگرفت ۲
من ناتوانم از ره من کعبه مراد
رنج ره و مشقت فرسنگ برگرفت ۳
آشفته ساخت چو سگ دیوانه ام رقیب
کز هر طرف که دید مرا سنگ برگرفت ۴
جان بلاکش از تن اهلی چو رخت بست
صد گونه محنتش ز دل تنگ برگرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - مارا تنی چو صورت دیوار مانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.