خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، و از دست دادن ارزشهای مادی و معنوی در راه عشق یا عقیده میپردازد. در آن از استعارههایی مانند یوسف، ترسا پسر، و کوی مغان استفاده شده است تا مفاهیم عمیقتری را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'هر دو کون' ممکن است نیاز به تفسیر بزرگسالانه داشته باشد.
شماره ۱۰۹ - تا خریدار تو شد گل آبرو صد جا فروخت
تا خریدار تو شد گل آبرو صد جا فروخت
هرکه یوسف میخرد نتواند استغنا فروخت ۱
بهر آن ترسا پسر گر جان فروشم عیب نیست
پیر ما دنیا و دین در خانه ترسا فروخت ۲
بنده خوبان ز ناز هر دو کون آزاده است
هرکه عاقل بود در کوی بتان خود را فروخت ۳
دیدمش دیشب که در کوی مغان می میخرید
آنکه زهد و پارسایی پیش ما صدجا فروخت ۴
نقد عیش از کف مده اهلی که جنت نسیه است
از پی آن نسیه نتوان عیش خود نقدا فروخت ۵
هرکه یوسف میخرد نتواند استغنا فروخت ۱
بهر آن ترسا پسر گر جان فروشم عیب نیست
پیر ما دنیا و دین در خانه ترسا فروخت ۲
بنده خوبان ز ناز هر دو کون آزاده است
هرکه عاقل بود در کوی بتان خود را فروخت ۳
دیدمش دیشب که در کوی مغان می میخرید
آنکه زهد و پارسایی پیش ما صدجا فروخت ۴
نقد عیش از کف مده اهلی که جنت نسیه است
از پی آن نسیه نتوان عیش خود نقدا فروخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - بسکه به دل می زنم سنگ که دلدار رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - عاشق مجنونم و صحرای غم جای من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.