این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق و فراق سخن میگوید. او از آتش دل، اشکهای خونین، و نگاههای پراشتیاق خود به معشوق یاد میکند و از بیم بدگمانی و نادیده گرفته شدن میترسد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت اشاره میکند و در نهایت، عشق را امری والا و شایستهٔ همت بلند میداند.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'دیده به خون کشیدن' و 'جامه سیاه کردن' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد. این شعر更适合 نوجوانان و بزرگسالانی که میتوانند عمق احساسات و زیباییهای ادبی آن را درک کنند.
شماره ۸۸ - بس که دل پر آتشم بهر تو آه کرده است
گلخنی است کز غمت جامه سیاه کرد است ۱
دیده اگر به خون کشم هست سزای دیدنش
سنک که میزنم به دل چه گناه کرده است ۲
ترسم از آنکه چشم من کج نظرش گمان بری
بسکه به گوشه نظر در تو نگاه کرده است ۳
منکر عشق چون شود دیده که از نظاره ات
چشم تو را بحال خود هردو گواه کرده است ۴
سروقد تو تا گهی سوی چمن قدم نهد
نرگس مست عمرها دیده به راه کرده است ۵
در شب غم به روشنی دانه در به گوش تو
آنچه کند کجا جوی خرمن ماه کرده است ۶
اهلی اگر گرفته یی ملت عشق و کنج صبر
آنچه تو کرده یی همه همت شاه کرده است ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.