خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان درد و رنج عاشقی میپردازد که از فراق و نبود معشوق رنج میبرد. شاعر از سوختن در آتش عشق و بیچارهگی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد تا با حضور خود زخمهایش را التیام بخشد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۶ - اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
به آفتاب چه نسبت ستاره سوخته را ۱
بیا و لاله صفت چاک ساز سینه من
برون فکن جگر پاره پاره سوخته را ۲
ز دوزخش چه غم آن دل که سوخت داغ تواش
کسی نسوخت در آتش دوباره سوخته را ۳
نظاره تو جگر شوزدم مرو از چشم
دگر مسوز به حسرت نظاره سوخته را ۴
بسوخت اهلی و شوق لب تو برد به خاک
نکرد مرهم لعل تو چاره سوخته را ۵
به آفتاب چه نسبت ستاره سوخته را ۱
بیا و لاله صفت چاک ساز سینه من
برون فکن جگر پاره پاره سوخته را ۲
ز دوزخش چه غم آن دل که سوخت داغ تواش
کسی نسوخت در آتش دوباره سوخته را ۳
نظاره تو جگر شوزدم مرو از چشم
دگر مسوز به حسرت نظاره سوخته را ۴
بسوخت اهلی و شوق لب تو برد به خاک
نکرد مرهم لعل تو چاره سوخته را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.