خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از درد دوری و عشق سخن میگوید. چشمان سیاهش از کمدیدن محبوب گداخته شده و شرم از نگاه معشوق، وجودش را میسوزاند. تصویر پرتو شمع بر زمین، نمادی از پریشانی و اشکهای اوست.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۱ - کم دیدن این چشم سیاهم بگداخت
کم دیدن این چشم سیاهم بگداخت
آزرم تو ترک کج کلاهم بگداخت ۱
چون پرتو شمع بر زمین پهن شده است
از شرم رخ تو تا نگاهم بگداخت ۲
آزرم تو ترک کج کلاهم بگداخت ۱
چون پرتو شمع بر زمین پهن شده است
از شرم رخ تو تا نگاهم بگداخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - در بزم چو نیست گفتگوها به صواب
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - گر عاقل و دیوانه و گر زاهد و مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.