خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند رهایی از تعلقات، درک حال دل، درد هجران و انتقاد از مدعیان میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند شبنم فارغ از امید باشد و به جای ادعاهای بیاساس، به درک حقیقت بپردازد. همچنین، درد هجران و تأثیر آن بر دل را توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند درد هجران و انتقاد از مدعیان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
شماره ۱۰۸۴ - چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
به دامان نگاه آویزی و صاحب نظر باشی ۱
ره از خویش رفتن راست تا درگاه دل باشد
ز حال دل خبر یابی گر از خود بی خبر باشی ۲
گذارد تیغ قاتل همچو موج از گرمی خونم
تو تا کی خیرهسر ای مدعی چون نیشتر باشی ۳
شب هجران کز افغانت دل خارا را به درد آید
ز برق ناله جویا آفت کوه و کمر باشی ۴
به دامان نگاه آویزی و صاحب نظر باشی ۱
ره از خویش رفتن راست تا درگاه دل باشد
ز حال دل خبر یابی گر از خود بی خبر باشی ۲
گذارد تیغ قاتل همچو موج از گرمی خونم
تو تا کی خیرهسر ای مدعی چون نیشتر باشی ۳
شب هجران کز افغانت دل خارا را به درد آید
ز برق ناله جویا آفت کوه و کمر باشی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۳ - هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۵ - از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.