خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، احساسات شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. او از درد فراق، شوق دیدار و تأثیرات عشق بر روح و جسم خود میگوید. تصاویر شاعرانه مانند موج شمشیر، خندهٔ گل، فریاد بلبل و سایهٔ نونهال، عمق احساسات او را نشان میدهند.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۷۸ - به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری
به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری
تبسم بر لب گل خندهٔ شیر است پنداری ۱
ز درد جوهر فریاد بلبل دل دو نیم افتد
چمن را خرمی از آب شمشیر است پنداری ۲
ز بس سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهم
چنان بر دست و پا پیچد که زنجیر است پنداری ۳
خزان به شدن را دست یغمایی بر او نبود
گل داغ دل از گلهای تصویر است پنداری ۴
ز شوقش لاله سان کردن سر از جیب زمین بیرون
به خاکم سایهٔ آن نونهال افتاده پنداری ۵
ز وصل و هجر هرگز نیک و بد بر لب نمی آرم
زبان نطقم از شوق تو لال افتاده پنداری ۶
گرفتار کمند خواهش صید افکنی گشتم
که نقش پای او چشم غزال افتاده پنداری ۷
چنان محو سر زلفش شدم دور از رخش جویا
که چشمم حلقهٔ دام خیال افتاده پنداری ۸
تبسم بر لب گل خندهٔ شیر است پنداری ۱
ز درد جوهر فریاد بلبل دل دو نیم افتد
چمن را خرمی از آب شمشیر است پنداری ۲
ز بس سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهم
چنان بر دست و پا پیچد که زنجیر است پنداری ۳
خزان به شدن را دست یغمایی بر او نبود
گل داغ دل از گلهای تصویر است پنداری ۴
ز شوقش لاله سان کردن سر از جیب زمین بیرون
به خاکم سایهٔ آن نونهال افتاده پنداری ۵
ز وصل و هجر هرگز نیک و بد بر لب نمی آرم
زبان نطقم از شوق تو لال افتاده پنداری ۶
گرفتار کمند خواهش صید افکنی گشتم
که نقش پای او چشم غزال افتاده پنداری ۷
چنان محو سر زلفش شدم دور از رخش جویا
که چشمم حلقهٔ دام خیال افتاده پنداری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۷ - تا دور ز رخ نقاب کردی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۹ - از هر که گشت محو تو مستور نیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.