خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، خودبینی، و انزوا میپردازد. شاعر از دلبستگی به هوای نفس و غرور بیجا انتقاد میکند و اشاره میکند که چنین رفتاری باعث میشود فرد خود را در قفس محدود کند. همچنین، متن به تنهایی و بیکسی در جهان اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۰۷۱ - دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
اندیشهٔ شکار هما با مگس کنی ۱
دل بسته هوایی، از آنرو ز بال و پر
خود را به رنگ غنچهٔ گل در قفس کنی ۲
آن لحظه راز داری عشقت مسلم است
کز گرد خویش سرمه به کام جرس کنی ۳
پرباد نخوت است دماغت چو گردباد
دل خوش عبث ز پیروی خار و خس کنی ۴
جویا دگر کسی نبود جز تو در جهان
خود را توانی از نفسی هیچ کس کنی ۵
اندیشهٔ شکار هما با مگس کنی ۱
دل بسته هوایی، از آنرو ز بال و پر
خود را به رنگ غنچهٔ گل در قفس کنی ۲
آن لحظه راز داری عشقت مسلم است
کز گرد خویش سرمه به کام جرس کنی ۳
پرباد نخوت است دماغت چو گردباد
دل خوش عبث ز پیروی خار و خس کنی ۴
جویا دگر کسی نبود جز تو در جهان
خود را توانی از نفسی هیچ کس کنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۰ - کشید شور جنونم سوی بیابانی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۲ - در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.