خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به بیان احساسات عمیق و وابستگی به معشوق می‌پردازد. شاعر از بی‌قراری دل بدون معشوق، ارزش آبرو و تربیت، و عشق ازلی سخن می‌گوید. همچنین، از ترس و نگرانی‌های عاشقانه و نقش شمشیر در این رابطه یاد می‌کند. در پایان، شاعر به طرح غزلی تازه و زیبا اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند 'شمشیر سیه تاب' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۶۸ - جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی

جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
بی تو آرام ندارد دل بیتاب کسی ۱

رگ خوابش ز رگ گل نتواند فرق نمود
آیی ار نیم شبی سرزده در خواب کسی ۲

آبرو شد سبب تربیت ما چو گهر
نیست سرسبزی ما همچو گل از آب کسی ۳

از ازل خاک در عشق شدن منصب ماست
درگه عشق بجز ما نبود باب کسی ۴

ناز آن آبروی خونریز به دل کار کند
ترسم از لنگر شمشیر سیه تاب کسی ۵

کرده طرح این غزل تازهٔ رنگین جویا
نکته دان یار ادافهم سخن یاب کسی ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۷ - ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۹ - اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.