خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بر اهمیت خودشناسی، آزادی، و لذتبردن از زندگی تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از وابستگیها رها شود، به درون خود بنگرد، و از لحظات زندگی لذت ببرد. همچنین، اشارهای به گذرا بودن دنیا و ارزش نهادن به خود دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۰۶۶ - شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
گر از میانه روی در کنار خود باشی ۱
به روی شاهد مقصود دیده بگشایی
گر از صفای دل آیینه دار خود باشی ۲
چو ریگ شیشهٔ ساعت خوش آن کز آزادی
سفر کنی و مقیم دیار خود باشی ۳
بنوش باده که که گل ها ز خویشتن چینی
پیاله گیر که جوش بهار خود باشی ۴
ز عالم گذران اعتبار گیر دمی
عجب که در طلب اعتبار خود باشی ۵
گر از میانه روی در کنار خود باشی ۱
به روی شاهد مقصود دیده بگشایی
گر از صفای دل آیینه دار خود باشی ۲
چو ریگ شیشهٔ ساعت خوش آن کز آزادی
سفر کنی و مقیم دیار خود باشی ۳
بنوش باده که که گل ها ز خویشتن چینی
پیاله گیر که جوش بهار خود باشی ۴
ز عالم گذران اعتبار گیر دمی
عجب که در طلب اعتبار خود باشی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۵ - خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۷ - ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.