خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید، از بیعدالتیهای جهان شکایت دارد و به مقایسهی قدرت ظاهری پادشاهان با حقیقت درونی درویشان میپردازد. او همچنین از بیصبری و بیثباتی خود در زندگی مینالد و سبکرفتاری برخی افراد را ناشی از بیمغزی آنان میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از انتقادهای موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۰۶۲ - تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
می تپیدم کاشکی می داشتم بال و پری ۱
ناله از جور فلک در کیش ما دون همتی است
شکوه مذموم است از بیداد بی پا و سری ۲
پادشاه وقت خود باشد به روی پوست تخت
در جهان درویش یعنی خسرو بی افسری ۳
در محیط غم ز بی صبری چنین آواره ام
کی تباهی می شدم می داشتم گر لنگری ۴
از سبک رفتاریش بی مغزی او ظاهر است
چون اراجیف آنکه جویا می دود بر هر دری ۵
می تپیدم کاشکی می داشتم بال و پری ۱
ناله از جور فلک در کیش ما دون همتی است
شکوه مذموم است از بیداد بی پا و سری ۲
پادشاه وقت خود باشد به روی پوست تخت
در جهان درویش یعنی خسرو بی افسری ۳
در محیط غم ز بی صبری چنین آواره ام
کی تباهی می شدم می داشتم گر لنگری ۴
از سبک رفتاریش بی مغزی او ظاهر است
چون اراجیف آنکه جویا می دود بر هر دری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۱ - زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۳ - دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.