خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق است. شاعر از گرداب عشق، بلندیهای غم، و نیاز به لطف معشوق سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند سرو و قمری، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۵۳ - دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی
دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی
ما ز شاگردان گردابیم در دریاکشی ۱
قمری دل، آشیان بر سرو نوخیز تو بست
رتبه افزاید غمم را هر قدر بالاکشی ۲
بیدلان را دست لطفی هم توان بر سر کشید
چند پای ناز در دامان استغنا کشی ۳
ذوق غلتیدن به خاک ازیاد قدی می بری
گر دمی در سایهٔ سرو بلندی واکشی ۴
از سر کویش برای مصلحت پایی بکش
تا به کی جویا رعونت را بت رعناکشی ۵
ما ز شاگردان گردابیم در دریاکشی ۱
قمری دل، آشیان بر سرو نوخیز تو بست
رتبه افزاید غمم را هر قدر بالاکشی ۲
بیدلان را دست لطفی هم توان بر سر کشید
چند پای ناز در دامان استغنا کشی ۳
ذوق غلتیدن به خاک ازیاد قدی می بری
گر دمی در سایهٔ سرو بلندی واکشی ۴
از سر کویش برای مصلحت پایی بکش
تا به کی جویا رعونت را بت رعناکشی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۲ - تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۴ - ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.