خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از ساقی میخواهد که باده بیاورد و غمهایش را فراموش کند. او از عشق و آرزوهایش سخن میگوید و از دردهای روحی خود مینالد. شاعر به دنبال آرامش و لذت است و از ساقی میخواهد که با نیم نگاهی به او، دردهایش را تسکین دهد.
متن شامل مضامینی مانند شراب و عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
شماره ۹۸۱ - ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
زین بیش خون مکن به دلم می به جام کن ۱
در خون آرزوی تو عمری است می تپد
کار دلم به نیم نگاهی تمام کن ۲
تا چند از خمار توان دردسر کشید؟
دست هوس ز می کش و عیش مدام کن ۳
با یار باده نوش و مخور آب دور ازو
تفریق در میان حلال و حرام کن ۴
از چشم غیر در رگ جانم نهفته وار
یعنی که تیغ آن مژه را در نیام کن ۵
جویا ز رهزنان هوا پاس دل بدار
این کلبه را نمونهٔ دارالسلام کن ۶
زین بیش خون مکن به دلم می به جام کن ۱
در خون آرزوی تو عمری است می تپد
کار دلم به نیم نگاهی تمام کن ۲
تا چند از خمار توان دردسر کشید؟
دست هوس ز می کش و عیش مدام کن ۳
با یار باده نوش و مخور آب دور ازو
تفریق در میان حلال و حرام کن ۴
از چشم غیر در رگ جانم نهفته وار
یعنی که تیغ آن مژه را در نیام کن ۵
جویا ز رهزنان هوا پاس دل بدار
این کلبه را نمونهٔ دارالسلام کن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۰ - غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
گوهر بعدی:شماره ۹۸۲ - امروز چون توان به مدارا گریستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.