خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامین شراب، عشق، درد و رنج، و توصیههای اخلاقی استفاده میکند. شاعر از معشوق میخواهد که لبش را انتخاب کند، خود را به شراب بسپارد، و از مصاحبت بد بپرهیزد. همچنین، از درد دل و رنج عشق سخن میگوید و توصیه میکند که در برابر اضطراب تسلیم نشود.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مضامین احساسی پیچیده، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۹۷۸ - بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن
بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن
خود را به آن نگار مصاحب شراب کن ۱
بسیار بسته است ز حسن صفا به خویش
آیینه را به آتش رخسار آب کن ۲
بشکن به چهره دستی می گوشهٔ نقاب
خون جگر به جام مه و آفتاب کن ۳
بی طاقتی بس است ترا بال و پر چو موج
آسودگی مجوی دلا اضطراب کن ۴
می بر زبان ز صحبت دونان فتاده است
زنهار از مصاحب بد اجتناب کن ۵
این عقده ها که در دلم افکنده ای به ناز
ظالم به کار طرهٔ پرپیچ و تاب کن ۶
شیرازه تا نباخته مجموعهٔ وجود
بشکن ز غم دلت، ورقی انتخاب کن ۷
جویا مرا ز من به نمک چش گرفته است
حسن برشتهٔ دل مردم کباب کن ۸
خود را به آن نگار مصاحب شراب کن ۱
بسیار بسته است ز حسن صفا به خویش
آیینه را به آتش رخسار آب کن ۲
بشکن به چهره دستی می گوشهٔ نقاب
خون جگر به جام مه و آفتاب کن ۳
بی طاقتی بس است ترا بال و پر چو موج
آسودگی مجوی دلا اضطراب کن ۴
می بر زبان ز صحبت دونان فتاده است
زنهار از مصاحب بد اجتناب کن ۵
این عقده ها که در دلم افکنده ای به ناز
ظالم به کار طرهٔ پرپیچ و تاب کن ۶
شیرازه تا نباخته مجموعهٔ وجود
بشکن ز غم دلت، ورقی انتخاب کن ۷
جویا مرا ز من به نمک چش گرفته است
حسن برشتهٔ دل مردم کباب کن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۷ - ساز شد در پردهٔ خاموشی آخر جنگ من
گوهر بعدی:شماره ۹۷۹ - انکسار مرا تماشا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.