خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که از عناصر طبیعت مانند گل، چراغ، و کوه برای بیان احساسات عمیق و روحانی استفاده میکند. شاعر از مفاهیمی مانند رنج، عشق، و جستجوی معنویت سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۶۷ - برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!
برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!
چراغی بر مزار کشتگان خویش روشن کن! ۱
گل شب زنده داری از ریاض زندگانی چین
متاع فیض بر بالای هم چون ماه، خرمن کن! ۲
ز کتمان غمش تنگ آمدم، بی طاقتی رحمی
گل چاک دلم را لاله سان در جی و دامن کن! ۳
چراغان ساز جویا تربت فرهاد و مجنون را
گل از اشک جگرگون کوه و صحرا را به دامن کن ۴
چراغی بر مزار کشتگان خویش روشن کن! ۱
گل شب زنده داری از ریاض زندگانی چین
متاع فیض بر بالای هم چون ماه، خرمن کن! ۲
ز کتمان غمش تنگ آمدم، بی طاقتی رحمی
گل چاک دلم را لاله سان در جی و دامن کن! ۳
چراغان ساز جویا تربت فرهاد و مجنون را
گل از اشک جگرگون کوه و صحرا را به دامن کن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۶ - خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
گوهر بعدی:شماره ۹۶۸ - لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.