خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با تصاویر زیبا و استعاری، حالات عاشقانه و دردهای دل را بیان میکند. از عناصر طبیعت مانند باد، باران، خاک و گل برای توصیف احساسات استفاده شده است. شاعر از اضطراب دل، غم و دردهای عاشقانه سخن میگوید و با تشبیهات زیبا، حالات درونی خود را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و اضطراب ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۹۶۴ - در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
نقش پا در اضطراب افتاد چون دل بر زمین ۱
بسکه از آهم غبارآلود شد روی هوا
قطرهٔ باران فتد چون مهرهٔ گل بر زمین ۲
درد برخیزد به جای گرد از جولانگهش
بسکه گردیده است فرش راه او دل بر زمین ۳
در خطر باشد مدام از رهزن ریگ روان
کاروان نقش پا تا کرده منزل بر زمین ۴
رونق زهد است می نوشی که بی حاصل بماند
خاک خشک از فیض باران تا نشد گل بر زمین ۵
نقش پا در اضطراب افتاد چون دل بر زمین ۱
بسکه از آهم غبارآلود شد روی هوا
قطرهٔ باران فتد چون مهرهٔ گل بر زمین ۲
درد برخیزد به جای گرد از جولانگهش
بسکه گردیده است فرش راه او دل بر زمین ۳
در خطر باشد مدام از رهزن ریگ روان
کاروان نقش پا تا کرده منزل بر زمین ۴
رونق زهد است می نوشی که بی حاصل بماند
خاک خشک از فیض باران تا نشد گل بر زمین ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۳ - نیست جای پانهادن بر زمین
گوهر بعدی:شماره ۹۶۵ - ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.