خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با رفتارهایش باعث آزار و شکستن دلش نشود. او از تهمتها، هوسبازیها و بیوفاییها گله میکند و از معشوق میخواهد که این رفتارها را متوقف کند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند تهمت و بیوفایی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی برای درک دارد.
شماره ۹۵۲ - آشفته زلف را زصبا می کنی، مکن!
آشفته زلف را زصبا می کنی، مکن!
ما را اسیر دام بلا می کنی، مکن! ۱
بر شیشه پاره پای هوس می نهی، منه
قصد دل شکستهٔ ما می کنی، مکن! ۲
نسبت مرا به اهل هوس می دهی، مده
تهمت بدودمان وفا می کنی، مکن! ۳
چون غنچه آرمیده دلم در کنار زخم
آزرده اش به درد دوا می کنی، مکن! ۴
می کن ستم به اهل هوس گر نمی کنی
این شیوه گر به اهل وفا می کنی، مکن! ۵
دل خو گرفته است به درد تو عمرها
منت کش دواش چرا می کنی، مکن! ۶
ما را اسیر دام بلا می کنی، مکن! ۱
بر شیشه پاره پای هوس می نهی، منه
قصد دل شکستهٔ ما می کنی، مکن! ۲
نسبت مرا به اهل هوس می دهی، مده
تهمت بدودمان وفا می کنی، مکن! ۳
چون غنچه آرمیده دلم در کنار زخم
آزرده اش به درد دوا می کنی، مکن! ۴
می کن ستم به اهل هوس گر نمی کنی
این شیوه گر به اهل وفا می کنی، مکن! ۵
دل خو گرفته است به درد تو عمرها
منت کش دواش چرا می کنی، مکن! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۱ - چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
گوهر بعدی:شماره ۹۵۳ - بی سخن نیست ترا یک سر مو بیش دهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.