خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان تضاد بین عاشق و معشوق میپردازد. عاشق در رنج و بیقراری است، در حالی که معشوق در ناز و غرور و شادی به سر میبرد. شعر به زیبایی احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق یکطرفه را به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۹۵۰ - تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
من و بی طاقتی و راه صحرا و نیاسودن ۱
من و گریان چو ابر از غم، من و نالان چو نی هر دم
تو و خندان به رنگ گل، تو و پیمانه پیمودن ۲
به ضبط خویش تا کی غنچه می مانی، که در آخر
به خون دل چو برگ لاله باید دامن آلودن ۳
اسیر شعلهٔ حسنی که در بزم تماشایش
صدای دل شکستن آید از مژگان بهم سودن ۴
زوالی ره نیابد در کمال باطنی جویا
به آب زر چو مه تا چند خواهی چهره اندودن ۵
من و بی طاقتی و راه صحرا و نیاسودن ۱
من و گریان چو ابر از غم، من و نالان چو نی هر دم
تو و خندان به رنگ گل، تو و پیمانه پیمودن ۲
به ضبط خویش تا کی غنچه می مانی، که در آخر
به خون دل چو برگ لاله باید دامن آلودن ۳
اسیر شعلهٔ حسنی که در بزم تماشایش
صدای دل شکستن آید از مژگان بهم سودن ۴
زوالی ره نیابد در کمال باطنی جویا
به آب زر چو مه تا چند خواهی چهره اندودن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۹ - بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
گوهر بعدی:شماره ۹۵۱ - چو رو از برقع آن رشک قمر می آورد بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.