خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به توصیف تأثیرات فصل خزان (پاییز) بر طبیعت، به ویژه گلستان و عندلیبان می‌پردازد. شاعر از تغییرات ناخوشایند این فصل مانند ریزش برگ‌های نخل و از بین رفتن زیبایی گلستان سخن می‌گوید. همچنین، او به مقایسه‌ی دوران جوانی و پیری پرداخته و اشاره می‌کند که نباید انتظار شادابی جوانی را در پیری داشت. در نهایت، شاعر از زیبایی‌های بهار و تأثیرات منفی خزان بر طبیعت گلایه می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و طبیعت‌گرایانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۴۳ - آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان

آنچه در حق گلستان می کند فصل خزان
بیش از این با عندلیبان می کند فصل خزان ۱

دولت عهد شباب از موسم پیری مجوی
نخل را از برگ عریان می کند فصل خزان ۲

برگ برگ نخل گل برگیست از بس جوش رنگ
جلوهٔ شوخ بهاران می کند فصل خزان ۳

کی بود بر تخت نوروزی نشیند نوبهار
ظلم در حق گلستان می کند فصل خزان ۴

با وجود پیری از کودک مزاجی نگذرد
نسخهٔ گل را پریشان می کند فصل خزان ۵

دیدهٔ بد دور کز جوش بهار زعفران
عندلیبان را خوش الحان می کند فصل خزان ۶

آنچه مرهم کرد با گلهای داغ سینه ام
کافرم گر با گلستان می کند فصل خزان ۷

می دهد جویا زر گل را به باد نیستی
آنچه دارد باغ تالان می کند فصل خزان ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۴۲ - چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!‏
گوهر بعدی:شماره ۹۴۴ - تو و نامهربانی و به قصد ما میان بستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.