خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاری، به موضوعاتی مانند عشق، مستی، طبیعت و رنجهای روحی میپردازد. شاعر از تشنگی روح، عشق الهی و ناملایمات زندگی سخن میگوید و با زبانی نمادین، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و رنجهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۹۳۸ - بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
مالد ز تشنگی بط می سینه بر زمین ۱
پاشید گل زشرم صفای تو در چمن
از برگ برگ خویش زد آیینه بر زمین ۲
عشق از نخست داده مرا صاف بیخودی
افتاده ام ز مستی دیرینه بر زمین ۳
رطل هواگران زنم فیض گشته است
امروز ابر چون نکشد سینه بر زمین ۴
جویا به جرم صافدلی، چرخ فتنه جو
هر شام مهر را زند از کینه بر زمین ۵
مالد ز تشنگی بط می سینه بر زمین ۱
پاشید گل زشرم صفای تو در چمن
از برگ برگ خویش زد آیینه بر زمین ۲
عشق از نخست داده مرا صاف بیخودی
افتاده ام ز مستی دیرینه بر زمین ۳
رطل هواگران زنم فیض گشته است
امروز ابر چون نکشد سینه بر زمین ۴
جویا به جرم صافدلی، چرخ فتنه جو
هر شام مهر را زند از کینه بر زمین ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۷ - زین بیش جور با دل خونین ما مکن
گوهر بعدی:شماره ۹۳۹ - شب پا نهد چو مست می ناب بر زمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.