خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس پیری، غفلت، و دوری از معشوق سخن میگوید. او از آرزوی وصال و درد فراق مینالد و از بیتوجهی مدعیان و نیاز به یار و مستی میگوید. همچنین، به نقد زندگی ظاهری و طلب راز و معنویت اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی اشارات به مستی و رازآلودگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۹۲۷ - شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
همان همچون شرر در خاره مست خواب سنگینم ۱
عجب دارم که لعلش آشنایی با لبم جوید
مگر بر لب رسد در آرزویش جان شیرینم ۲
چو آن خلوت که از گلجام باشد تا بدان او را
به دلها روشنی بخش است معنیهای رنگینم ۳
جواب مدعی نشنیده گوشی از لب صبرم
که هرگز بر نمی گیرد صدا از کوه تمکینم ۴
زبان سرمهٔ دنباله دار چشم او گوید
که این بیمار را من در حقیقت شمع بالینم ۵
ندارم دوستی و دشمنی با هیچ کس جویا!
همین از دوستان دوستی و دشمنی کینم ۶
همان همچون شرر در خاره مست خواب سنگینم ۱
عجب دارم که لعلش آشنایی با لبم جوید
مگر بر لب رسد در آرزویش جان شیرینم ۲
چو آن خلوت که از گلجام باشد تا بدان او را
به دلها روشنی بخش است معنیهای رنگینم ۳
جواب مدعی نشنیده گوشی از لب صبرم
که هرگز بر نمی گیرد صدا از کوه تمکینم ۴
زبان سرمهٔ دنباله دار چشم او گوید
که این بیمار را من در حقیقت شمع بالینم ۵
ندارم دوستی و دشمنی با هیچ کس جویا!
همین از دوستان دوستی و دشمنی کینم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۶ - مرا بس بود روز دیوان عام
گوهر بعدی:شماره ۹۲۸ - طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.