خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، فنا، شهادت، و زیباییهای معنوی میپردازد. شاعر از آرزوهای متعالی مانند پرواز به معراج عشق، خلوتهای نورانی، و دیدگاهی پاک سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۹۱۸ - تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق
تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق
بال و پر از شعله مانند شرر می خواستیم ۱
شوخ چشمی را ز حد برداشت شمع بزم یار
ما چراغ خلوت از خود چون گهر می خواستیم ۲
حسن پاک آفتابم در خور هر دیده نیست
دیده ای از چشم شبنم شسته تر می خواستیم ۳
تا بکام دل توان خندید جویا غنچه وار
در بهاران از خدا یک مشت زر می خواستیم ۴
بال و پر از شعله مانند شرر می خواستیم ۱
شوخ چشمی را ز حد برداشت شمع بزم یار
ما چراغ خلوت از خود چون گهر می خواستیم ۲
حسن پاک آفتابم در خور هر دیده نیست
دیده ای از چشم شبنم شسته تر می خواستیم ۳
تا بکام دل توان خندید جویا غنچه وار
در بهاران از خدا یک مشت زر می خواستیم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۷ - بزم رقصی زان نگار سیمبر می خواستیم
گوهر بعدی:شماره ۹۱۹ - گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.