خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر طبیعت و خودش می‌پردازد. او از گل‌هایی می‌گوید که در حضور معشوق می‌ریزند و اشک‌هایش مانند گره‌هایی در مژگانش می‌افتد. همچنین، شاعر به تأثیر جمال معشوق بر طبیعت اشاره می‌کند که باعث بوییدن گل‌ها و پریشانی سنبل‌ها می‌شود. در پایان، شاعر از آزادگی و رنگ‌های زندگی سخن می‌گوید که مانند گل‌ها از هم می‌پاشند.

این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده‌تر، فهم آن را برای سنین پایین دشوار می‌کند.

مشاهده کامل

شماره ۹۰۵ - به تماشای تو بشفت بهار نگهم

به تماشای تو بشفت بهار نگهم
ریخت گل روی تو در جیب و کنار نگهم ۱

بی تو از دیدهٔ تر تا سر مژگان نرسد
بسکه افتد گره از اشک به تار نگهم ۲

چشم بد دور، به سامان ز جمالش برگشت
صد چمن بوی گل افشاند غبار نگهم ۳

گشادی در چمن تا کاکل از هم
پریشان گشت سنبل چون گل از هم ۴

ز بس دادم رواج آزادگی را
ز بار رنگ می پاشد گل از هم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰۴ - تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
گوهر بعدی:شماره ۹۰۶ - چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.