هوش مصنوعی:
متن داستان مردی پاکیزه و شناختهشده در روم را روایت میکند که مسافران به دیدار او میروند. او با لطف و احترام از آنها استقبال میکند، اما رفتارش در برخی جنبهها سرد و بیمروت است. در ادامه، یکی از مسافران با طنز و شیرینی از مرد درخواست نان و کفش میکند و بر اهمیت جوانمردی و ناندهی تأکید میکند. متن با اشاره به ارزش معنوی و اخلاقی به جای ظواهر و ادعاهای بیپایه پایان مییابد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از طنز و انتقاد اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
حکایت - شنیدم که مردی است پاکیزه بوم
شنیدم که مردی است پاکیزه بوم
شناسا و رهرو در اقصای روم ۱
من و چند سالوک صحرا نورد
برفتیم قاصد به دیدار مرد ۲
سرو چشم هر یک ببوسید و دست
به تمکین و عزت نشاند و نشست ۳
زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت
ولی بی مروت چوبی بر درخت ۴
به لطف و لبق گرم رو مرد بود
ولی دیگدانش عجب سرد بود ۵
همه شب نبودش قرار هجوع
ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع ۶
سحرگه میان بست و در باز کرد
همان لطف و پرسیدن آغاز کرد ۷
یکی بد که شیرین و خوش طبع بود
که با ما مسافر در آن ربع بود ۸
مرا بوسه گفتا به تصحیف ده
که درویش را توشه از بوسه به ۹
به خدمت منه دست بر کفش من
مرا نان ده و کفش بر سر بزن ۱۰
به ایثار مردان سبق بردهاند
نه شب زندهداران دل مردهاند ۱۱
همین دیدم از پاسبان تتار
دل مرده وچشم شب زندهدار ۱۲
کرامت جوانمردی و نان دهی است
مقالات بیهوده طبل تهی است ۱۳
قیامت کسی بینی اندر بهشت
که معنی طلب کرد و دعوی بهشت ۱۴
به معنی توان کرد دعوی درست
دم بی قدم تکیه گاهی است سست ۱۵
شناسا و رهرو در اقصای روم ۱
من و چند سالوک صحرا نورد
برفتیم قاصد به دیدار مرد ۲
سرو چشم هر یک ببوسید و دست
به تمکین و عزت نشاند و نشست ۳
زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت
ولی بی مروت چوبی بر درخت ۴
به لطف و لبق گرم رو مرد بود
ولی دیگدانش عجب سرد بود ۵
همه شب نبودش قرار هجوع
ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع ۶
سحرگه میان بست و در باز کرد
همان لطف و پرسیدن آغاز کرد ۷
یکی بد که شیرین و خوش طبع بود
که با ما مسافر در آن ربع بود ۸
مرا بوسه گفتا به تصحیف ده
که درویش را توشه از بوسه به ۹
به خدمت منه دست بر کفش من
مرا نان ده و کفش بر سر بزن ۱۰
به ایثار مردان سبق بردهاند
نه شب زندهداران دل مردهاند ۱۱
همین دیدم از پاسبان تتار
دل مرده وچشم شب زندهدار ۱۲
کرامت جوانمردی و نان دهی است
مقالات بیهوده طبل تهی است ۱۳
قیامت کسی بینی اندر بهشت
که معنی طلب کرد و دعوی بهشت ۱۴
به معنی توان کرد دعوی درست
دم بی قدم تکیه گاهی است سست ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۱۱۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت درویش با روباه
گوهر بعدی:حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.