خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه و انتظار است. شاعر از غم و اشکهایش میگوید که مانند لالههای رنگین از خون جگرش روییدهاند. او از معشوقی با مژگان تیز و خدنگ یاد میکند که باعث ترس و نگرانیاش شده است. در نهایت، شاعر به یاد معشوق و رنگینکمانی از احساساتش، اشک میریزد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای غنی و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۸۲۹ - ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم
ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم
بادا ترا ز باده بهار فرنگ چشم ۱
مانند زخم دوخته نگشود بر رخم
ترسیده بسکه زان بت مژگان خدنگ چشم ۲
گردیده در غم تو به تاراج گریه رفت
سویت ز چاک سینه گشایم چو زنگ چشم ۳
در راه انتظار تو بدخو نشسته ام
سر تا بپا ز شوق شدم چون پلنگ چشم ۴
جویا به یاد نوگل رنگین کرشمه ام
ریزد ز اشک رنگ بهار فرنگ چشم ۵
بادا ترا ز باده بهار فرنگ چشم ۱
مانند زخم دوخته نگشود بر رخم
ترسیده بسکه زان بت مژگان خدنگ چشم ۲
گردیده در غم تو به تاراج گریه رفت
سویت ز چاک سینه گشایم چو زنگ چشم ۳
در راه انتظار تو بدخو نشسته ام
سر تا بپا ز شوق شدم چون پلنگ چشم ۴
جویا به یاد نوگل رنگین کرشمه ام
ریزد ز اشک رنگ بهار فرنگ چشم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۸ - عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۰ - دیده بر روی خیال تو شبی واکردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.