خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر در مورد عشق، ناز و نیاز، و تقدیر است. شاعر از توصیف معشوق و احساسات خود سخن میگوید و تضاد بین ناز معشوق و غم خود را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به تقدیر و تدبیر دارد و از ناتوانی در بیان کامل احساسات خود میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۲۶ - چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می گفتم
چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می گفتم
سخن پیچیده تر از جوهر شمشیر می گفتم ۱
چه رنگی بود جوش خلوت ناز و نیاز امشب
تو می گردی عتاب از ناز و من تقصیر می گفتم ۲
تو خندان همچو گل من غنچه سان دلتنگ غم بودم
تو از بیداد و من از نالهٔ شبگیر می گفتم ۳
فلک خاک ترا خشت سر خم ساخت ای واعظ
تو از تدبیر می گفتی، من از تقدیر می گفتم ۴
مزاج نازک او بر نمی تابید غوغا را
سخن در محفلش گر از لب تصویر می گفتم ۵
چو شمع از سوز دل می سوختم شب تا سحر جویا
گهی از اشک و گه از آه بی تأثیر می گفتم ۶
سخن پیچیده تر از جوهر شمشیر می گفتم ۱
چه رنگی بود جوش خلوت ناز و نیاز امشب
تو می گردی عتاب از ناز و من تقصیر می گفتم ۲
تو خندان همچو گل من غنچه سان دلتنگ غم بودم
تو از بیداد و من از نالهٔ شبگیر می گفتم ۳
فلک خاک ترا خشت سر خم ساخت ای واعظ
تو از تدبیر می گفتی، من از تقدیر می گفتم ۴
مزاج نازک او بر نمی تابید غوغا را
سخن در محفلش گر از لب تصویر می گفتم ۵
چو شمع از سوز دل می سوختم شب تا سحر جویا
گهی از اشک و گه از آه بی تأثیر می گفتم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۵ - با شیخ خانقاه می ناب می زنم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۷ - شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.