خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر ایثار و فداکاری در راه معشوق (یا خدا) است. شاعر با تصاویر زیبایی مانند نخل، ابر بهار و موج سرشک، از بخشش بیچشمداشت و عشق بیقید و شرط میگوید. او حاضر است همه چیز، حتی درد و رنج خود را نیز ببخشد و مانند اخگری از اشکهایش جاری شود.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۸۲۴ - در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
آن چیز که داریم میسر بفشانیم ۱
چون نخل که آبی خورد و میوه دهد بار
از هر ستانیم نکوتر بفشانیم ۲
ما ابر بهاریم که از همت سرشار
گیریم دمی آبی و گوهر بفشانیم ۳
دیگر ز زمین جز گل خورشید نروید
بر خاک چو درد ته ساغر بفشانیم ۴
از موج سرشکی که نهان در جگر ماست
بر زخم دل غم زده نشتر بفشانیم ۵
آنیم که در گریه به هر چشم فشردن
لخت جگری از مژهٔ تر بفشانیم ۶
زین آتش پنهان که بود در جگر ما
جویا! چه سرشک؟ از مژه اخگر بفشانیم!! ۷
آن چیز که داریم میسر بفشانیم ۱
چون نخل که آبی خورد و میوه دهد بار
از هر ستانیم نکوتر بفشانیم ۲
ما ابر بهاریم که از همت سرشار
گیریم دمی آبی و گوهر بفشانیم ۳
دیگر ز زمین جز گل خورشید نروید
بر خاک چو درد ته ساغر بفشانیم ۴
از موج سرشکی که نهان در جگر ماست
بر زخم دل غم زده نشتر بفشانیم ۵
آنیم که در گریه به هر چشم فشردن
لخت جگری از مژهٔ تر بفشانیم ۶
زین آتش پنهان که بود در جگر ما
جویا! چه سرشک؟ از مژه اخگر بفشانیم!! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - با شیخ خانقاه می ناب می زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.