خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) است. شاعر آرزوی دل خود را تنها معشوق میداند و از دوری از او رنج میبرد. او از فیض و بخشش معشوق سخن میگوید و بر اهمیت جستجوی دل تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۸۱۸ - هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
یارب تهی مباد ازین می سبوی دل ۱
جز غنچه ای که می شکفد از نسیم صبح
از کس ندیده ایم درین باغ روی دل ۲
تا خنجر ترا لب زخم دل مکید
آمد مرا ز فیض تو آبی به جوی دل ۳
تا با خودی ز حضرت دل دور مانده ای
از خود برون خرام پی جستجوی دل ۴
یارب تهی مباد ازین می سبوی دل ۱
جز غنچه ای که می شکفد از نسیم صبح
از کس ندیده ایم درین باغ روی دل ۲
تا خنجر ترا لب زخم دل مکید
آمد مرا ز فیض تو آبی به جوی دل ۳
تا با خودی ز حضرت دل دور مانده ای
از خود برون خرام پی جستجوی دل ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۷ - آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
گوهر بعدی:شماره ۸۱۹ - کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.