خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از آمدن یار و تغییر حالات درونی خود سخن میگوید. او از زیباییها و دلنشینیهای زندگی یاد میکند و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند آینه، سرو، نخل و ماه، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، متن به موضوع کمالطلبی و رشد شخصی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۸۱۲ - یار می آید و به استقبال
یار می آید و به استقبال
می روم دمبدم ز حال به حال ۱
هر چه شد دلنشین عزیز بود
مردم چشم آینه است مثال ۲
چون تصور کنم میانش را
هست باریکتر ز راه خیال ۳
در گلستان ز شرم سرو قدش
می گذارد چو نخل موم نهال ۴
تن به کاهش دهد چو بدر منیر
هر که باشد به فکر کسب کمال ۵
می روم دمبدم ز حال به حال ۱
هر چه شد دلنشین عزیز بود
مردم چشم آینه است مثال ۲
چون تصور کنم میانش را
هست باریکتر ز راه خیال ۳
در گلستان ز شرم سرو قدش
می گذارد چو نخل موم نهال ۴
تن به کاهش دهد چو بدر منیر
هر که باشد به فکر کسب کمال ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۱ - از نور بندگیست فروغ جبین دل
گوهر بعدی:شماره ۸۱۳ - می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.