خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از زیباییهای طبیعت و احساسات انسانی مانند عشق، غم و شادی سخن میگوید. با استفاده از استعارههایی مانند گل، می، زنبور و غنچه، شاعر به بیان حالات درونی و ظرافتهای احساسی میپردازد.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی آن برای مخاطبان با سنین پایین دشوار است.
شماره ۸۰۹ - چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
به یک پیاله می از صاف رنگ مالامال ۱
ز بد مجوی بجز فتنه چون بیابد دست
زبان شورش زنبور نیست غیر از بال ۲
چنین که سوز غمش در سر تماشاییست
تو گویی از لب هر بام سرزده تبخال ۳
چو غنچه کیسهٔ لب بستگان تهی نبود
به فکر زر مخروش و برای مال منال ۴
ز جنبش مژه چشمش به گفتگو آمد
چه نکته ها که ادا کرده با زبان خیال ۵
به یک پیاله می از صاف رنگ مالامال ۱
ز بد مجوی بجز فتنه چون بیابد دست
زبان شورش زنبور نیست غیر از بال ۲
چنین که سوز غمش در سر تماشاییست
تو گویی از لب هر بام سرزده تبخال ۳
چو غنچه کیسهٔ لب بستگان تهی نبود
به فکر زر مخروش و برای مال منال ۴
ز جنبش مژه چشمش به گفتگو آمد
چه نکته ها که ادا کرده با زبان خیال ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۸ - خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
گوهر بعدی:شماره ۸۱۰ - از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.