خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساس تنهایی و ناامیدی شاعر در جمعی است که صدایش شنیده نمیشود. او از بیتوجهی دیگران رنج میبرد و احساس میکند که حتی نامش باعث شرمساری دیگران شده است. شاعر توصیه میکند که از بیگانگان امید زندگی نباید داشت و سکوت باعث مرگ شادیها میشود.
متن دارای مضامین عمیق احساسی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۷۷۲ - هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
افتاده است رسم فغان همنشین خموش ۱
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روان
چون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش ۲
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخن
آری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش ۳
افتاده است رسم فغان همنشین خموش ۱
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روان
چون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش ۲
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخن
آری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۱ - شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
گوهر بعدی:شماره ۷۷۳ - ای دل هم آرمیده و هم می رمیده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.