خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از زیباییهای طبیعت و معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند هوای صبح، موج نور، غنچههای خوشبو و... احساسات خود را بیان میکند. او از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود مینویسد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۵۷ - سرشته اند ز فیض هوای صبح تنش
سرشته اند ز فیض هوای صبح تنش
زموج پرتو ما هست تار پیرهنش ۱
تپد شهید نگاه تو در لحد تا حشر
کنی ز پردهٔ چشم غزال گر کفنش ۲
توان ز حسن کلامش شنید بوی بهار
به رنگ غنچهٔ خوشبو بود لب از سخنش ۳
ز بزم وصل توام برد بیخودی دل تنگ
چو غنچه ای که برد گلفروش از چمنش ۴
وظیفه خوان صفات لبت بود جویا
سزد چو غنچه پر از زرکنی اگر دهنش ۵
زموج پرتو ما هست تار پیرهنش ۱
تپد شهید نگاه تو در لحد تا حشر
کنی ز پردهٔ چشم غزال گر کفنش ۲
توان ز حسن کلامش شنید بوی بهار
به رنگ غنچهٔ خوشبو بود لب از سخنش ۳
ز بزم وصل توام برد بیخودی دل تنگ
چو غنچه ای که برد گلفروش از چمنش ۴
وظیفه خوان صفات لبت بود جویا
سزد چو غنچه پر از زرکنی اگر دهنش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۶ - طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش
گوهر بعدی:شماره ۷۵۸ - تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.