خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، از عشق و شوریدگی سخن میگوید. شاعر از درد عشق و بیتابیهایش مینالد و از معشوقی یاد میکند که با نگاه و رفتارش، قلب او را میسوزاند. عناصری مانند غنچه عنابی، عندلیب، و آتش شوق، تصاویر زیبایی از عشق و اشتیاق خلق میکنند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و شوریدگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۵۵ - می مکد خون دلم را غنچه عنابی اش
می مکد خون دلم را غنچه عنابی اش
می زند بر آتشم دامن قبای آبی اش ۱
عندلیب نوگلی گشتم که از طفلی هنوز
بوی شیر آید ز رنگ چهرهٔ مهتابی اش ۲
جز به همپروازی عنقا به مقصد کی رسد
یک نفس گر می شوی در خویش گم می یابی اش ۳
رهبر معراج عشقم شد تپیدنهای دل
آتش شوق مرا دامن زند بیتابی اش ۴
نیست جویا را زشوخیهای حسنش آگهی
دل به عیاری رباید کاکل قلابی اش ۵
می زند بر آتشم دامن قبای آبی اش ۱
عندلیب نوگلی گشتم که از طفلی هنوز
بوی شیر آید ز رنگ چهرهٔ مهتابی اش ۲
جز به همپروازی عنقا به مقصد کی رسد
یک نفس گر می شوی در خویش گم می یابی اش ۳
رهبر معراج عشقم شد تپیدنهای دل
آتش شوق مرا دامن زند بیتابی اش ۴
نیست جویا را زشوخیهای حسنش آگهی
دل به عیاری رباید کاکل قلابی اش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۴ - با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
گوهر بعدی:شماره ۷۵۶ - طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.