خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و رنج عاشقانه سخن میگوید. شاعر از سوز دل، خون دل، و انتظار کشیدن برای معشوق میگوید و از تصاویر شاعرانه مانند شمع، موج باده، و زخم برای بیان احساساتش استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون و زخم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۵۲ - به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش
به رنگ شمع بگدازد ز سوز سینه ام تیرش
چو موج باده گردد آب خون آلوده شمشیرش ۱
نبیند در لحد هم کشتهٔ مژگانش آسایش
که باشد هر کف خاکی به پهلو پنجهٔ شیرش ۲
به راه انتظار ناوکش خون دل حسرت
چکد چون بخیه های زخم از مژگان نخجیرش ۳
چنان سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهم
که چون آرم به لب از سینه باشد شور زنجیرش ۴
نهدرو سوی خلوتخانهٔ دل از حیا جویا
خیالم چو کشد بر پرده های دیده تصویرش ۵
چو موج باده گردد آب خون آلوده شمشیرش ۱
نبیند در لحد هم کشتهٔ مژگانش آسایش
که باشد هر کف خاکی به پهلو پنجهٔ شیرش ۲
به راه انتظار ناوکش خون دل حسرت
چکد چون بخیه های زخم از مژگان نخجیرش ۳
چنان سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهم
که چون آرم به لب از سینه باشد شور زنجیرش ۴
نهدرو سوی خلوتخانهٔ دل از حیا جویا
خیالم چو کشد بر پرده های دیده تصویرش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۱ - غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
گوهر بعدی:شماره ۷۵۳ - بی تو ساغر لخت دل چون لاله دارد در کفش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.