خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و اندوه، فراموشی، و از دست دادن عشق و مملکت سخن میگوید. شاعر از درد دل، سوختگی عشق، و رهایی نهایی از غمها مینویسد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و اشاره به از دست دادن و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۷۲۹ - رفت می نوشیم ز یاد آخر
رفت می نوشیم ز یاد آخر
شیشه از طاق دل فتاد آخر ۱
خال او از ستاره سوختگی
پا به زنجیر خط نهاد آخر ۲
آه دل را ز جای خود برکند
رفت این مملکت به باد آخر ۳
چشم محتش به ناخن مژگان
گره از کار دل گشاد آخر ۴
هر که رفت از پی هوا جویا
می دهد خویش را به باد آخر ۵
شیشه از طاق دل فتاد آخر ۱
خال او از ستاره سوختگی
پا به زنجیر خط نهاد آخر ۲
آه دل را ز جای خود برکند
رفت این مملکت به باد آخر ۳
چشم محتش به ناخن مژگان
گره از کار دل گشاد آخر ۴
هر که رفت از پی هوا جویا
می دهد خویش را به باد آخر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۸ - از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار
گوهر بعدی:شماره ۷۳۰ - نیست جز افغان مرا در بزم آن مکار کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.