خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق، امید، تسلیم و رضا در برابر تقدیر، و تأثیر عشق بر زندگی سخن می‌گوید. شاعر از گلزار، شبنم، الماس، و عاشقان به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق استفاده می‌کند. همچنین، به تأثیر آمال و آرزوها بر زندگی و ارتباط آن با غم و شادی اشاره می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۶۹۶ - ‏ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود

‏ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
برگ گل سنگ ته دندان شبنم می شود ۱

هر کرا در عین اقبال است چشمی بر زمین
چون مه و خورشید چشم اهل عالم می شود ۲

در ریاض بندگی رعناتر از شاخ گلی است
گردنی کز بار تسلیم و رضا خم می شود ۳

هر قدر افزون شود آمال کلفت آورد
آرزو چون جمع شد بالای هم غم می شود ۴

سودهٔ الماس بسریشند اگر با خون دل
بهر زخم سینهٔ عشاق مرهم می شود ۵

بگذرانی گر زدشمن نعمت حسن ادب
می فزاید بر تو چندانی کز او کم می شود ۶

حاصلی غیر از پریشانی نخواهد داشتن
کشت آمالی کز آب روی خرم می شود ۷

عاشقانش را زلعل نو خط خندان او
گلشن امید جویا سبز و خرم می شود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - با چمن دوش به شوخی چه اداها می کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.