خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق نافرجام و درد دل شاعر سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق واقعی هرگز از بین نمیرود و تأثیر آن همیشه در قلب عاشق باقی میماند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و رسیدن به حقیقت از طریق رها کردن خود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۸۳ - هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
که مرا خون دل از دیده به دامان نرود ۱
آنکه از سینهٔ پرداغ من از مرهم رفت
هرگز از پنجهٔ گلچین به گلستان نرود ۲
آنچه بر چاک دل امروز ز مژگان تو رفت
هرگز از پنجهٔ عاشق به گریان نرود ۳
رفتن از خویش بود راهبر از مسلک عشق
نروی تا ز خود این راه به پایان نرود ۴
قد رعناش چو در جلوه شود نام خدا
کو دلی کز پی آن سرو خرامان نرود ۵
عشق و اندیشهٔ جمعیت خاطر هیهات
سر سودازدگان در پس سامان نرود ۶
آنچه جویا به تن زار من از عشق رود
هرگز از آتش سوزان به نیستان نرود ۷
که مرا خون دل از دیده به دامان نرود ۱
آنکه از سینهٔ پرداغ من از مرهم رفت
هرگز از پنجهٔ گلچین به گلستان نرود ۲
آنچه بر چاک دل امروز ز مژگان تو رفت
هرگز از پنجهٔ عاشق به گریان نرود ۳
رفتن از خویش بود راهبر از مسلک عشق
نروی تا ز خود این راه به پایان نرود ۴
قد رعناش چو در جلوه شود نام خدا
کو دلی کز پی آن سرو خرامان نرود ۵
عشق و اندیشهٔ جمعیت خاطر هیهات
سر سودازدگان در پس سامان نرود ۶
آنچه جویا به تن زار من از عشق رود
هرگز از آتش سوزان به نیستان نرود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۲ - دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
گوهر بعدی:شماره ۶۸۴ - به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.