خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای طبیعت و احساسات انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند غنچه، آهو، و سرو، عشق و درد دل را توصیف میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند قدر و بخشش الهی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات نیاز به دانش ادبی بیشتری دارند.
شماره ۶۷۹ - لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
چشم گریان و دل خسته به من بخشیدند ۱
زآشنایی سخن شر کن ای دل که ترا
همه دادند اگر درد سخن بخشیدند ۲
آب و رنگی که فزون زان لب و دندان آمد
به یمن قدری و قدری به عدن بخشیدند ۳
تا برد زخم دل غنچهٔ گل لذت درد
نمک ناله به مرغان چمن بخشیدند ۴
بیش شد حلقهٔ زنجیر گرفتاری ما
زان دو چشمی که به آهوی ختن بخشیدند ۵
هر قدر در سر آن زلف پریشانی بود
همه را جمع نمودند و بمن بخشیدند ۶
دولت یاد بناگوش و قدی یافت دلم
گرچه جویا بهمن سرو و سمن بخشیدند ۷
چشم گریان و دل خسته به من بخشیدند ۱
زآشنایی سخن شر کن ای دل که ترا
همه دادند اگر درد سخن بخشیدند ۲
آب و رنگی که فزون زان لب و دندان آمد
به یمن قدری و قدری به عدن بخشیدند ۳
تا برد زخم دل غنچهٔ گل لذت درد
نمک ناله به مرغان چمن بخشیدند ۴
بیش شد حلقهٔ زنجیر گرفتاری ما
زان دو چشمی که به آهوی ختن بخشیدند ۵
هر قدر در سر آن زلف پریشانی بود
همه را جمع نمودند و بمن بخشیدند ۶
دولت یاد بناگوش و قدی یافت دلم
گرچه جویا بهمن سرو و سمن بخشیدند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۸ - دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
گوهر بعدی:شماره ۶۸۰ - دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.