خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف فصل بهار و زیباییهای آن میپردازد. ابر در آسمان میغرید، بلبلان نغمهسرایی میکنند و گلها شکوفا میشوند. باران صبحگاهی میبارد و مستی و شادی در میان مردم موج میزند. شاعر از زیبایی طبیعت، عشق و مستی سخن میگوید و به اهمیت بهرهبردن از لحظات زندگی اشاره میکند.
این متن دارای مضامین عرفانی و شادخواری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مستی و عشق ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فرهنگ داشته باشد.
شماره ۶۵۳ - فصل نوبهاران است ابر در خروش آمد
فصل نوبهاران است ابر در خروش آمد
نغمه سنج شد بلبل، خون گل به جوش آمد ۱
صبح روز باران است مفت می گساران است
باده بی محابا زن ار پرده پوش آمد ۲
هیچکس نمی ماند بی نصیب از قسمت
صاف روزی گل شد لاله دردنوش آمد ۳
بهر وصف رخسارش پیش حسن گفتارش
جمله تن زبان غنچه گل تمام گوش آمد ۴
در دلش ز بس شوخی صد زبان نهان دارد
گر ز شرم در ظاهر غنچه سان خموش آمد ۵
موسم بهاران است دور دور مستان است
محتسب غزلخوان است شیخ باده نوش آمد ۶
نقد جان به کف جویا می روم سوی گلشن
مژده نوجوانان را باغ گل فروش آمد ۷
نغمه سنج شد بلبل، خون گل به جوش آمد ۱
صبح روز باران است مفت می گساران است
باده بی محابا زن ار پرده پوش آمد ۲
هیچکس نمی ماند بی نصیب از قسمت
صاف روزی گل شد لاله دردنوش آمد ۳
بهر وصف رخسارش پیش حسن گفتارش
جمله تن زبان غنچه گل تمام گوش آمد ۴
در دلش ز بس شوخی صد زبان نهان دارد
گر ز شرم در ظاهر غنچه سان خموش آمد ۵
موسم بهاران است دور دور مستان است
محتسب غزلخوان است شیخ باده نوش آمد ۶
نقد جان به کف جویا می روم سوی گلشن
مژده نوجوانان را باغ گل فروش آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۲ - می نشاط که در جام شاه ریخته اند
گوهر بعدی:شماره ۶۵۴ - عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.