خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر با دیدن گلها و مناظر طبیعت، به یاد دردها و رنجهای خود میافتد. غنچههای خونین، لالههای داغدار و موج اضطراب در چشمانش، همه او را به یاد غمهای درونیاش میاندازند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۸۸ - غنچه تا بگشود لب، خونین دلم آمد بیاد
غنچه تا بگشود لب، خونین دلم آمد بیاد
لاله را دیدم چراغ محفلم آمد بیاد ۱
در فضای باغ دیدم داغهای لاله را
چشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد بیاد ۲
جلوه گر شد موج تا در دیده ام با اضطراب
پرفشانیهای مرغ بسملم آمد بیاد ۳
لاله را دیدم چراغ محفلم آمد بیاد ۱
در فضای باغ دیدم داغهای لاله را
چشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد بیاد ۲
جلوه گر شد موج تا در دیده ام با اضطراب
پرفشانیهای مرغ بسملم آمد بیاد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۷ - دلا ببال که روزی غبار خواهی شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۹ - گل داغ سر پرشور سودا عالمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.