خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد دوری از معشوق، احساس غم و تنهایی، و نیاز به رحمت و بخشش الهی سخن میگوید. شاعر از توبه و استغفار به عنوان راهی برای نجات یاد میکند و اشاره میکند که شرم از گناه میتواند نشانهای از ایمان باشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند گناه، توبه، و رنج عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۵۸۴ - بی تو دل در خوردن غم مرغ آتشخوار بود
بی تو دل در خوردن غم مرغ آتشخوار بود
در گلو ما را نفس چون ناله در منقار بود ۱
پی به خود نابرده در تن پروری عمرت گذشت
بود اگر گنجی نهان در زیر این دیوار بود ۲
موجهٔ دریای رحمت در نظر آمد مرا
جنبش هر لب که در تکرار استغفار بود ۳
توبه اش مقبول حق بی ذکر استغفار شد
هر کرا شرم گنه مهر لب اظهار بود ۴
در گلو ما را نفس چون ناله در منقار بود ۱
پی به خود نابرده در تن پروری عمرت گذشت
بود اگر گنجی نهان در زیر این دیوار بود ۲
موجهٔ دریای رحمت در نظر آمد مرا
جنبش هر لب که در تکرار استغفار بود ۳
توبه اش مقبول حق بی ذکر استغفار شد
هر کرا شرم گنه مهر لب اظهار بود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۳ - کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
گوهر بعدی:شماره ۵۸۵ - سرخی از لعل تو زایل به مکیدن نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.